هی نقطه می گذارم ...
با دستهای حیران ٫ امروز هم گذشت
در خلوت خیابان ٫ امروز هم گذشت
هی لحظه بود که تلف شد و ویران شد ٫
با لحظه های ویران ٫ امروز هم گذشت
هی نقطه می گذارم ٫ هی نقطه که تمام ...
در ناتمام پنهان ٫ امروز هم گذشت
فردا هم می آید ٫ می گذرد ٫ می میرد ٫
دیروز شد گریزان ٫ امروز هم گذشت
هی استخاره کرده ام این متن گیج را ! ٫
... ... ...
*
این غزل هم از کارهای سالها پیش است که مثل دهها کار دیگر یک روز باید تمامش کنم .
+ نوشته شده در یکشنبه یکم مهر ۱۳۸۶ ساعت 23:54 توسط هادی راد ناصر
|