واقعا ً دلم تنگ است ...
دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان می روم و انگشتانم را
بر پوست کشیده ی شب می کشم
چراغهای رابطه تاریکند
چراغهای رابطه تاریکند
کسی مرا به آفتاب
معرفی نخواهدکرد
کسی مرا به میهمانی گنجشکها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردنی ست ...
"فروغ "
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۸۵ ساعت 22:11 توسط هادی راد ناصر
|