کرکره های لعنتی عمودی اند !؛ و آدم ها هی بریده بریده می شوند .

من پشت این میز تحریر جهان مسخره ای دارم ، جهان گمشدگی اشیاء

و سؤالهای هی هر روز بیشتر ...و این کلمات مال منند ، و از همینجا

اعلام می کنم ، کسی حق هیچ گونه استفاده و سوء استفاده از کلمات من

را ندارد !این جهان خوشایند شما نیست !حتی الهام هم که الان منتظر

تفأ ل است نمی داند که من چقدر این سالها را پریشان بوده ام ،

هر که در این حلقه نیست،" یار به دنیا فروخته است" ومن بسیار آلوده تر

از آنم که تومادرانه حیران حیرانیهام باشی ، بی خیال ! رفتن طبیعت بشر است ...

حالم از کارخانه به هم می خورد.

یا علی...

 

دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم

وندراین کار دل خویش به دریا فکنم

از دل تنـگ گنـه کــار برآرم آهـی

کآتش اندر گنـه آدم و حـوا فکنم

خورده ام تیر فلک باده بده تا سرمست

عقده در بند کمر ترکش جوزا فکنم

مایه ی خوشدلی آنجاست که دلدار آنجاست

می کنم جهد که خود را مگر آنجا فکنم

... ... ...

حافظا تکیه بر ایام چو سهوست وخطا

من چرا عشرت امروز به فردا فکنم