قوافی حیران ...
غزل کامنت گذاشته و این یعنی هوای دوباره و همیشه ی سنگفرش حافظیه
و باغ ملی و خاطرات حیرانیهای شیراز ... غزل آدرس می خواد ! آدرس آدرس
آدرس ... خنده داره که آدم آدرس خودشو ندونه . اما خیلی از ماها آدرس نداریم
یعنی نمی دونیم به چی و کی و کجا تعلق داریم و تعلقهامون اینقدر کوچولو ان که ...
غزل آدرس می خواد و این خنده داره ... حداقل برای من که اهل هوای تازه م خنده داره
خنده دار خنده خنده که فراموشمون شده ... ای داد بیداد
یکی از بچه های کارخونه از ارتفاع دوازده متری افتاد و حالا چندین روزه که
توی حالت کما س . چند لحظه قبلش داشت آواز کردی می خوند که ...
براش دعا می کنم و به میمنت حال خوشی !!! که دارم چند بیت از
تازه ترین غزلم را می نویسم . سعی کردم حال و هوای سنتی و قدمایی
داشته باشه .
روزها همینطور دارن میرن و میمیرن ...
تمام شب کلماتی به بوی خواستنت
شکفته اند با گل . صبوی خواستنت ــ
را حیران حیران ماه سر کشیده و بعد
کبود بی پایانی که روی خواستنت
ببین دوباره گل و ماه و دفتر و قلمند
قدم زنان دست افشان به سوی خواستنت
که باده ای بزنند وترانه ای بشوند
که از زمان بربایند گوی خواستنت
تمام شب حیرانم تمام شب غزلم
تمام شب مستم آبروی خواستنت ــ
نمی رود با مستی که مست مست توام
بادم سرگردانم به کوی خواستنت ...
چقدر دریایی حدس می زنم خود را
قوافی حیران ــ گفتگوی خواستنت ...
... ... ...
تا که چه پیش آید ...