امشب« سفید » رو دیدم ، فیلم زیبایی از کیشلوفسکی

داستان زیبای عشق کارول و دومنیک ...

فرصت بشه از این فیلم براتون می نویسم .

اما این روزها بازار بازداشت حسابی داغ داغه ...

از روزنامه نگارها بگیر تا زنای بد حجاب ...

مملکت ما توی پسرفت، پیشرفت بسیار قابل توجهی داشته

که این مارو در سال هشتاد و پنج به دهه ی شصت میبره !

یاد آن یار سفر کرده به خیر که با بزرگواری خاص خودش

همه ی آن ناملایمتی ها رو به جون خرید و دم نزد ...

یکی نبود بگه کجان این مافیای لعنتی که دستتو بستن ؟!

اونا که به خودشون هم رحم نکردن !!!

حالا که تو خیابونا جلوی زن و مرد رو می گیرن ، حالا که

روزنامه ی ایران هم حتی در امان نموند ، حالا که قدرت باز

هم داره متمرکز و متمرکز تر می شه ، و حالا که توی

این همه« سیاهی » حق حرف زدن واندیشه کردن نداریم ،

حالا که حق شاعری نداریم ، پس :

                                 

             هر کجا هست خدایا به سلامت دارش ...