امروز به طور کاملا ً اتفاقی، توی مغازه یکی از دوستام، تصویر « محمد مختاری » رو دیدم ! 

با تعجب و افسوس پرسیدم : آقا مسعود اون روز نامه ی روی میز چیه ؟ گفت : بیا ببین.

ویژه نامه سالگرد قتلهای زنجیره ای بود ، روزنامه توقیف شده « عصر آزادگان » ، شماره 52

پنجشنبه ، هجدهم آذر 1378 ؛ و چهره ی متفکرمختاری که انگار زل زده بود توی چشام ...

پاییز 77 ، پاییز خوبی نبود ، یا حداقل برای جامعه روشنفکری ایران ، روزهای مغمومی بود.

روزهای ترس و وحشت ، و تضعیف دولت نوپای خاتمی ، به پست ترین شکل ممکن ...

داریوش وپروانه فروهر روبا چاقو تکه تکه کرده بودن، پوینده رو با طناب سیمی دار زده بودن

و مختاری رو ...

محمد جعفرپوینده نویسنده بود و عضو کانون نویسندگان ، مختاری هم همینطور ، و فروهر،

 وزیر کار سابق ...اما من خیلی خوب میدونم که محمد رضا گلزار و شادمهر خیلی بیشتر

 به گردن این ملت حق دارن . طبیعت آدما همینه . به قول اون باز جوی ناشناس که گفته بود :

 « شما می دانید ما خیلی هارا کشته ایم، باز هم می کشیم وآب هم از آب تکان نمی خورد »،

 خیلی های دیگه مردن و هیچ یادی از اونا نشد ...

 

چهره فروهرها و پوینده و مختاری هنوز جلوی رومه   

 

تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند         عرصه شطرنج رندان را مجال شاه نیست

 

                                                                                                        سپاس